خرید بک لینک

درباره سایت

*'؛،.عشق صورتی.،؛'*

09373177551¤عشق است استقلال ¤سلام عزیزان من علیرضاازقزوین هستم 19سالمه ادم شوخی هستم ازعزیزانی که ازوبلاگ دیدن میکنن این خواهشو دارم که یه نظر کوچیکی هم بدن I love you‎*‎‎‏*‏

امکانات وب

-->-->-->

Ùx83د Ùx85Ùx88سÙx8aÙx82Ùx8a براÙx8a Ùx88بÙx84اگ

وقتی رفت سراغ معشوقه جوابی شنید که نباید میشنید،معشوقه گفت همسایه امان مرابرای پسرشان ازپدرومادرم خواستگاری کرده اندمن راضی نبودم ولی چون پدرومادرم فقط حرف زور میزنندبایداین اتفاق بیفتد، حالا عاشق تنهامانده باچشمان گریان ،اوبه خانه برگشت ،بدون این که چزی بگوید به زیرزمین رفت ،شروع به نوشتن کرد ،مثل این که تصمیم خود راگرفته بود نوشته اش اینگونه بود:بله روبگو عزیزم تنهاآرزوم این بودکه توروتورخت سفید ببینم اما انگار دیگه نمیتونم تحمل کنم امشب عزیزم نمیدونی چی کشیدم دیگه چشمام جایی رونمیبین دستام دیگه نای نوشتن ندارن .تنهاچیزی که اینجاباقی میمونه این نامس که اونم خیس اشکه آخرین جمله ی نامم اینه از ته وجودم (بروخوشبخت شی عزیزم .خیلی عاشق توبودم)صبح اون شب یه جنازه ی آویزون ازطناب و یه نامه توزیرزمین پیداشد

برچسب: نویسنده: علیرضا&تنهایی تاريخ: 23 / 9 / 1391 ساعت: 14:18

صفحه بندی