سلام نمیدونم امشب آسمان شهر شماچطوره ،ولی الأن رفتم حیاط یه چندلحظه وایستادم اسمونو نگاه کردم کیف کردم یادتابستون افتادم که باداداشم تو حیاط میخوابیدیم یادش بخیر،اسمان صاف بدون باد،ابروسرماس،رفت امد هواپیماها،چشمک ستاره هاواقعأزیباس،حیاط الان جون میده واسه خوابیدن ،کاش شماهم بودید باهم مینشتیم وآسمونو نگاه میکردیم،من بیشترتو خوابگاه وقتی دبیرستان بودم تختم لب پنجره بودوآسمون وستاره هارو تماشامیکردم،تازیاددلتنگ خونه نشم،بابچه هادورهمی چه کیفی داشت،شاه وزیربازی میکردیم یادش بخیر.
برچسب:
نویسنده: علیرضا&تنهایی
تاريخ: 5 / 11 / 1391 ساعت: 4:15