بی وفایی
-
تاریخ: 1391/11/20 ساعت: 23:02
وقتی کسی رو دوس داری،به اندازه ی بی وفایی های دنیا دوسش داشته باش!!! چون بی وفایی های دنیا تمومی نداره........
*این عشقه*
-
تاریخ: 1391/11/20 ساعت: 18:00
باز دوباره میزنه قلبت توسینه سازمو/باسکوتت میشنوی زمزمه ی آوازمو/حس دلتنگی که میگیره تموم جونتو/هرجا میری منو میبینیوکم داری منو/تو دلت تنگه ولی انگار توجنگه بادلم/میزنیو میشکنی باخودت لج کردی گلم/راه باتو بودنو سخت کردی که آسون برم/چشم خوش رنگت چرا خیسه دوباره خوشگلم/*حالا بگو کی دیگه،اخماتو میگیره...
شاید
-
تاریخ: 1391/11/20 ساعت: 12:37
شاید آرام تر میشدم فقط و فقط،اگر می فهمیدی! حرفهایم به همین راحتی که میخوانی نوشته نشده اند...
خونه غرور
-
تاریخ: 1391/11/19 ساعت: 23:26
من کوله بار دردم، کی قد من بد آورد،دوباره خنجر ازپشت،دوباره دل کم اورد،من بی ستارگیمو ،به آسمون نمیگم،احساس من غریبس،کی میدونه چی میگم،اصلأ زمونه میخواد کسی نمونه باهام،اونقد قدم میزنم،که درد میگیرپاهام،من خونه ی غرورم، کسی نمیشه هالیش،خراب شه سقف خونه روی سر اهالیش...
جهانم را بی تو خاک میکنم
-
تاریخ: 1391/11/19 ساعت: 16:27
میگن عشق بستر بچگیه"آره همینه،کو بزرگی که جلوی بچگی منوبگیره،باندیدنت چیزی ازعشقم به تو کمتر نمیشه،تو توی قلبم خونه کردی،کورشه هرکی که نمیتونه ببینه،همیشه تورو باخودم یاد میکنم،میام از دور تماشات میکنم،جهانم را بی تو خاک میکنم...
خدایا
-
تاریخ: 1391/11/18 ساعت: 3:24
خدایا خواستم بگویم تنهایم.اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد!چه کسی بهتر از تو ؟!
باید به بعضیا گفت
-
تاریخ: 1391/11/18 ساعت: 0:15
باید به بعضی ها گفت:ناراحت چی هستی؟ دنیا که به آخرنرسیده...! من نشدم؛ یکی دیگه...!!! توکه عادت داری...!
برات چه فرقی داره
-
تاریخ: 1391/11/17 ساعت: 21:24
وقتی من "مشترک موردنظر"نیستم برات چه فرقی داره،در دسترس باشم یانه؟!
عطر
-
تاریخ: 1391/11/17 ساعت: 17:30
شاید از مد افتاده باشد. شاید دیگر اندازه ام نباشد! اما همچنان عطر خاطره میدهد. پیراهنی که روی شانه هایش اشک ریخته ای. . . !
حواست نیست
-
تاریخ: 1391/11/17 ساعت: 13:39
دارم حس میکنم دیگه،یه جای کار میلنگه،اونیکه تو ولش کردی،تو این روزا دلش تنگه، حواسم جمه بت اما،تواین روزا حواست نیست،اونی که ازخودت کندی،دل من بود لباست نیست! کجای بازی چشماتو،به دست اشک بخشیدی،کجا پشتت نبودم که،تو از ادامه ترسیدی،چرا هرچی که پیش میری،نگاهت رو به من سرده،اهمیت نمیدی به کسی که باتو ه...
تو هستی
-
تاریخ: 1391/11/17 ساعت: 4:31
من آن ابرم که بارانش تو هستی،همان یوسف که کنعانش توهستی،مسافر میشوم تا آخر عمر، درآن راهی که پایانش تو هستی!
باورم نمیشه
-
تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 23:27
به من گفت:اونقدر دوست دارم که اگه بگی بمیر،میمیرم.باور نکردم! وتنها برای یک بار امتحان ساده به او گفتم بمیر! حالا سالهاست که در تنهایی پژمرده ام! خدایا چه غلطی بود که کردم؟؟؟؟؟!!!؟؟؟؟؟
باید دل بکنم
-
تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 20:58
تکلیفم روشن شد،خواموش میشوم شیرینم! فرهادوار اینبار به جای کوه باید دل بکنم! مرد نیستم ولی حرفم یکی است!)فقط تو(
نامه هایم
-
تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 18:09
نامه هایم که چراغ قلبت راروشن نکرد! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی. . .
سرگذشت من
-
تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 15:36
ساعت ها زیر دوش به کاشی های حمام خیره میشوی!غذایت راسرد میخوری!ناهار ها نصفه شب،صبحانه راشام! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند،همه راقیچی میزنی! ساعت ها به یک آهنگ تکراری گوش می دهی و هیچوقت آهنگ را حفظ نمی شوی! شبها علامت سؤال های فکرت را میشماری تا خوابت ببرد! تنهایی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم...
خسته شدم
-
تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 11:57
از این آمد و رفت های مکرر دلم گرفته !)یانیا! یا نرو(. . .
احتیاط لازم نیست
-
تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:39
دیگر احتیاط لازم نیست ! شکستنی ها شکست...! هر جور که مایلید حمل کنید. . . !
نون ونمک
-
تاریخ: 1391/11/15 ساعت: 21:54
به حرمت نان و نمکی که خوردیم،نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه؛نمک را بگذار برای من که میخواهم این زخم های دلم تازه بمانند!
حرمت انتظار
-
تاریخ: 1391/11/15 ساعت: 19:59
پله های کجا را آب بریزم ؟ کدام شمعدانی را برلبه ی کجا...؟ چطور باید بفهمی چقدر قدمهایت اتفاق روشنیست!؟ چطور باید دوستت داشته باشم؟ منی که مردان زیادی را دیده ام...! تو یی که زنان بسیار را. . . ! حرمت انتظار برای همیشه از دست عشق رفت . . . !
یه عاشق
-
تاریخ: 1391/11/15 ساعت: 11:31
مدام گریه کرده ام وشعر های خیس گفته ام، از آن زمان که رفته ای، بدون تو نشد که زندگی کنم! رفته ام اما! درخانه را وا گذاشته ام! و شعر های روی بند رخت را، u200f)به عمد( جا گذاشته ام...!